تبلیغات
هوای بی کسی - گفتوگویی باخدا

هوای بی کسی

جای خالیت را آنقدر باچشمانم آب خواهم داد تا باز کنارم سبز شوی...

گفتوگویی باخدا

گفتم >چقدر احساس تنهایی میکنم

گفتی<فانی قریب=...من که نزدیکم(بقره)

گفتم> تو همیشه نزدیکی..من دورم کاش می شد بهت نزدیک شوم

گفتی <واذکر فی نفسک تضرعاوخیفه ودون الجهرمن القول بالغدو والاصال

[هر صبح وعصر.پروردگارت راپیش خودت با خوف وتضرع وبا آهستگی یاد کن(اعراف)]

ادامه مطلب رو از دست نده به خوندنش می ارزه

گفتم >این هم توفیق میخواهد

گفتی<الاتحبون ان یغفرالله لکم

گفتم>معلومه که دوست دارم منو ببخش

گفتی<واستغفروا ربکم ثم توبو الیه

گفتم>با این همه گناه .....آخه چیکار میتونم بکنم ؟

گفتی<الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبه عن عباده

[مگه نمی دونید خداست که توبه رو از بندگانش قبول میکنه (توبه)]

گفتم>دیگه روی توبه ندارم

گفتی<الله العزیز العلیم غافر الذنب وقابل التوب

[خدا عزیزه ودانا او آمرزنده ی گناه هست وپذیرنده ی توبه(توبه)]

گفتم> با این همه گناه برای کدوم یک ازگناهام توبه کنم؟

گفتی<ان الله یغفر الذنوب جمیعا

[خدا همه ی گناه هارو می بخشه(زمر)]

گفتم یعنی بازم بیام؟بازم منو می بخشی؟

گفتی<ومن یغفرالذنوب

[جز خدا کیه که گناه هارو ببخشه؟(آل عمران)]

گفتم نمی دونم چرا همیشه در مقابل این کلمات کم میارم!آتیشم میزنه ذوبم میکنه .........عاشق می شوم ...........توبه میکنم.

گفتی<ان الله یحب التوابین یحب المتطهرین

[خدا هم توبه کننده ها هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره(بقره)]

نا خواسته گفتم الهی وربی من لی غیرک

گفتی<الیس الله بکاف عبده

[آیاخدا برای بنده اش کافی نیست؟(زمر)]

گفتم >دربرابر این همه مهربونیت چیکار میتونم بکنم؟

گفتی<[ای مومنین خدارا زیاد یاد کنید و صبح وشب تسبیحش گوییداو کسی هست که خودش وفرشته هاش بر شما رحمت می فرستندتا شما را از تاریکی ها به سوی روشنایی بیزون بیارن]

[پس از خدا بخواهید ببخشدتون وبعد توبه کنید(هود)]

[دوست ندارید خدا ببخشدتون(نور)]

التماس دعا در این ماه از شما دوستای گلم پای افطار دم اذون حتما منو هم دعا کنید



[ چهارشنبه 11 مرداد 1391 ] [ 04:34 ب.ظ ] [ پسر آجری ] [ نظر بدهید() ]