تبلیغات
هوای بی کسی - خیال

هوای بی کسی

جای خالیت را آنقدر باچشمانم آب خواهم داد تا باز کنارم سبز شوی...

خیال

خواب و خیالنازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت

پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت

کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد

خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت

درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد

آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت

خرمن سوخته ی ما به چه کارش می خورد

که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت

رفت و از گریه ی توفانی ام اندیشه نکرد

چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت

بود آیا که ز دیوانه ی خود یاد کند

آن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت

سایه آن چشم سیه با تو چه می گفت که دوش

عقل فریاد برآورد و به صحرا زد و رفت

############



[ چهارشنبه 29 شهریور 1391 ] [ 05:27 ب.ظ ] [ پسر آجری ] [ اگه خوشت اومد بی انصاف نباش() ]