تبلیغات
هوای بی کسی - ..........

هوای بی کسی

جای خالیت را آنقدر باچشمانم آب خواهم داد تا باز کنارم سبز شوی...

..........

نفس بده که برایت نفس نفس بزنم،نفس به جزتونخواهم برای کَس بزنم

مرا اسیرخودت کرده ای دعایم کن،که اخرین نفسم رادراین قفس بزنم


.خداوندا جای سوره ای به نام “عشق” در قرآن تو خالیست

که اینگونه آغازشود:

وقسم به روزی که دلت رامیشکنند و جز خدایت مرهمی نخواهی یافت.


مایه ی اصل و نسب در گردش دوران زر است/ دائما خون میخورد تیغی که صاحب جوهر است

کره اسب، از نجابت از پس مادر رود/ کره خر، از خریت، پیش پیش مادر است

دود اگر بالا نشیند کسر شأن شعله نیست/ جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است

شصت و شاهد هر دو دعوای بزرگی میکنند/ پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است؟!

آهن و فولاد از یک کوره می آیند برون/ آن یکی شمشیر گردد، دیگری نعل خر است

گر ببینی ناکسان بالا نشینند صبر کن/ روی دریا کف نشیند، قعر دریا گوهر است….


مرااینگونه باورکن! کمی تنها،کمی بی کس،کمی ازیادهارفته

خداهم ترک ماکرده،خدادیگرکجا رفته؟؟؟نمى دانم مراآیاگناهی هست؟

که شایدهم به جرم آن ،غریبی وجدایی هست…مرااینگونه باورکن!


کودکى اندیشید که خدا چه مى خورد، چه مى پوشد و در کجا منزل دارد؟

ندایی آمدکه: او غم بندگانش را میخورد، گناهانشان را مى پوشد

و در قلب شکسته آنان ساکن است.



[ چهارشنبه 4 مرداد 1391 ] [ 03:18 ب.ظ ] [ پسر آجری ] [ نظر بدهید() ]