تبلیغات
هوای بی کسی - آرزوی آمدنت

هوای بی کسی

جای خالیت را آنقدر باچشمانم آب خواهم داد تا باز کنارم سبز شوی...

آرزوی آمدنت

در دلم آرزوی آمدنت می میرد

و میان من و تو فاصله جا میگیرد

من در این دشت جنون تنهایم

من از این فاصله ها بیزارم

و در این گستره فاصله ها می میرم

من میان شب و روز

در تن خشک زمین

من میان صحرا

همه جا یکه و تنها

خسته از جور زمان

با تنی خورده به جان زخمی چند

میزنم بانگ که وااااااای

هستی ام رفته به باد

ضجه ام را که شنید؟

جای دل تنگ تر از مشت من است

 نفسم می گیرد

می گشایم نفسی پنجره را

تا تمامیت تن خود را به هوا بسپارم



[ چهارشنبه 10 آبان 1391 ] [ 12:39 ب.ظ ] [ پسر آجری ] [ نظرات() ]